![]() |
![]() |
|
|
یه روز وقتی عاشقی دلت می گیره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 2:8 PM توسط ستاره |
|
|
من آرام بودم . من آسان بودم من باران بودم. من باران بودم. چه صاف بودم. چه نمناک بودم. من جاری شدم. زمین واری شدم. من صاف بودم. اخ که چه زلال بودم! من جویبار شدم. چقدر جنبان شدم .چقدر خندان شدم. من کسی را دیدم. امن آب شدم. من اب تر شدم. جاری شدم. در جویبار خالی شدم .من آزاد شدم. پر از پرواز شدم. من سنگها را جستم. من آرام بودم. من آسان بودم. من صاف بودم. زلال بودم. من جویبار بودم. من روان بودم. من بهار را دیدم. سبز را دیدم. روز را شب را ساعتها را دیدم. من عمر را دیدم .من به دریا رفتم. به کوهسار رفتم. من به دنیا رفتم. من آب بودم. زلال بودم .چه صاف بودم. چه خوب بودم .ناگهان گل الود شدم. سیاه شدم. من ناپاک شدم. من تر شدم. من تنها شدم. گل آلود شدم. زامین وار شدم. من آرام بودم من آسان بودم. من باران بودم. چه صاف بودم !!!.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 10:31 PM توسط ستاره |
|
|
هر کسی که گفت "این هم بگذرد " دروغ گفت !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 6:0 PM توسط ستاره |
|
|
چه میشود اگر منطق عقل کنار میرفت و میگذاشت فلسفه ی احساس اوج بگیرد؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 10:28 PM توسط ستاره |
|
|
یک دقیقه به سرعته یک ثانیه میگذرد وقتی به ثانیه ثانیه دقیقه احتیاج داری و ثانیه ها به بلندای ساعت ها میشوند وقتی بیصبرانه میخواهی به ثانیه ی بعدی دست یابی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم دی 1389ساعت 3:10 PM توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 |
|
RSS
|